آرشیو اخبار آرشیو اخبار
خروجی خبرخوان خروجی خبرخوان اخبار
جستجو برای      
مقالات

تاثير زندان بر فرد و جامعه
فارس اسدی
زندانهای ایلام
.pdf | .ppt | .doc
امتیازدهی به این مقاله:


1391/11/04
نظرات شما (0)
خلاصه مقاله
تاثير زندان بر فرد و جامعهمفهموم مجازات زندانگرچند که در اصل زندان به محل و مکاني اطلاق مي‌گردد که مجرم محکوم به مجازات زندان در آنجا، مدت زمان محکوميت خود را سپري مي‌نمايد، و به تعبير ديگر محل اجرا و إعمال جرم حبس. ولي از باب تسامح مجازات زندان را نيز زندان مي‌گويند.إعمال مجازات زندان صرفا بمعني محصور و محدود نمودن فرد زنداني مي‌باشد به گونه‌ای که او آزادانه رفت و آمد نتواند و از تصرفات در امور خويش محروم گردد، به صورت مطلق يا نسبي، نه اين که آزار و شکنجه شود تا اين که سلامت جسمي‌و رواني خود را از دست بدهد. چون که يکي از اهداف مجازات زندان اصلاح و تربيت مجرم است نه اين که زندان خود موجب از دست دادن سلامت و يا به خطر انداختن آن باشد.ب: آسيب‌هاي زنداناولاً اين که مجازات زندان مخصوصا به روشی که در بسياري از کشورهاي جهان اعمال مي‌گردد داراي مبناي پذيرفته شده از ديدگاه حقوق و شرع نبوده و با اصول انساني و حقوق بشر همخواني ندارد، مگر در موارد خاص که آزادي مجرم امنيت و سلامتي جامعه را به خطر انداخته و يا اينکه خود در معرض خطر باشد.زندان آسيبهاي بسيار جدي و غير قابل جبراني را در پي دارد که تنها متوجه مجرم زنداني نمي‌شود بلکه ابعاد بسيار گسترده را شامل مي‌گردد، که ازآن جمله خانواده، جامعه و دولت را مي‌توان برشمرد. اين که اين آسيب‌ها خانواده، دوستان، جامعه، دولت و حتي خود مجني عليه را شامل مي‌گردد با اصل شخصي بودن جرم و مجازات نيز سازگاري ندارد! انواع آسيب‌ها1. جسميمعمولا در زندان امکانات درماني لازم در دسترس نمي‌باشد، همين فقدان موجب امراض گوناگون و معلو ليت هاي جسمي‌براي زندانيان مي‌گردد.2. روحي- فرد زنداني، خانواده و ساير بستگان.بدليل شرايط بد زندان و فشازهاي روحي، زندانيان اغلب دچار افسردگي شده و يا مشکلات رواني پيدا مي‌کنند. خانواده ها و بستگان آنان نيز بجهت دوري آنان و فشارهاي رواني ناشی از این جهت، بعضا دچار مشلات رواني و افسردگي مي‌شوند. چه بسا کانون‌هاي گرم خانوادگي که صرفا به علت زنداني شدن همسر و يا سرپرست شان دچار فروپاشي مي‌شوند.3. بهداشتيدر زندان بدليل تراکم جمعيت و فقدان سيستم بهداشتي و يا عدم رعايت آن از طرف زندانيان، امراض گوناگون چون؛ پوستي، حساسيت، ايدز، هپاتيت، عفوني، سيل، تنفسي و... شايع مي‌باشد.4. اخلاقيدر اثر تراکم جمعيت، بسربردن زندانيان در سالن‌هاي دسته جمعي، دوري زندانيان از خانوادها و حضور افرادي که به اصول اخلاقي چندان پايبند نمي‌باشند، بسياري از زندانيان دچار انحرافات اخلاقي و جنسي مي‌شوند. ۵. اقتصادي- فرد، خانواده، جامعه و دولتفردي که زنداني مي‌شود از کار و فعاليت‌هاي اقتصادي باز مانده و درآمدهاي اقتصادي او تعطيل مي‌گردد. در نتيجه اقتصاد فرد، خانواده و جامعه آسيب ‌پذير شده و ضرر مي‌بيند. وهمين طور دولت، برای ساخت زندان، گماردن زندان‌بان، مددکار،و هزينه‌هايي که براي تهيه غذا و ساير موارد مي‌نمايد در حقيقت هزينه‌هاي زيادي است که بر خزانه دولت تحميل شده و اقتصاد دولت را تضعیف کرده و آسيب پذير مي‌نمايد.6. تحصيليافرادی که زنداني مي‌شوند، معمولا از تحصيل باز مي‌ماند، مخصوصا اگر فرد زنداني از اقشار جوان و یانوجوان باشند، و يا اين که مشغول تحصيل باشند.7. از دست دادن کار و امنيت شغليافراد وقتي که راهي زندان مي‌شوند کار و شغلش را از دست مي‌دهند، مخصوصا که مدت محکوميت او طولاني باشد. حتي بعد از آنکه آزاد مي‌شوند باز هم مشکل کاري دارند چون که آنان را کسي به کار استخدام نمي‌کنند چون که با ديد منفي به آنان مي‌نگرند و از او به عنوان يک چهره مجرم و خطرناک در ذهن‌شان ترسيم مي‌نمايند.8. آموختن روش‌هاي بزهکاري به صورت حرفه‌ايدر زندان مجرمان حرفه‌اي و افراد خطرناک حضور دارند، و از طرفي کنترل چنداني نيز وجود ندارد. اين مسئله باعث مي‌شود که افراد خطرناک دور هم جمع شده و گروهايي را تشکيل داده و به آموزش آنان بپردازند، در نتيجه بسياري از زندانيان بعد از آنکه از زندان آزاد مي‌شوند نه تنها اصلاح نمي‌شوند بلکه روش‌هاي ارتکاب، بزهکاري و جرم را بصورت بسيار حرفه‌اي و سازمان يافته ياد مي‌گيرند.بدليل اين که مجازات حبس نتوانست اهداف مورد نظر را تأمين نمايد، که همانا، اصلاح، تربيت و درمان مجرم، عبرت‌آموزي ديگران و پيشگيري از ارتکاب مجدد جرم توسط مجرم و يا انجام آن بوسيله ديگران بود برسد، بلکه زندان نه تنها نتوانست مجرمان را اصلاح و درمان نمايد، بلکه خود به يک کانون آموزش بزهکاري و جرم تبديل شد است که زندانيان در آن مکان روشهاي مختلف ارتکاب جرم را بصورت فني و حرفه‌اي آموزش ديده و ياد مي‌گيرند.حقوق‌دانان مديران زندان، سازمان‌هاي اجتماعي و مصلحان جوامع انساني وقتي که به معايب و خطرات زندان و عدم کارآمدي آن پي بردند، درصدد شدند که راهکارهايي را بیابند که افراد مجرم به مجازات اعمال‌شان برسند ولي خطرات و پيامدهاي ناگوار و آسيب‌هاي جبران ناپذير زندان را نداشته باشد.لذا مجازات‌هاي جايگزين را براي زندان پيشنهاد نمودند که ابتدا اين تئوري توسط مارک آنسل بنيانگزار مکتب دفاع اجتماعي مطرح شد و بمرور زمان تکامل يافته و گسترش يافت.راهکارها:راهکارها عبارتند از موارد ذيل:الف: جايگزين‌هاي سنتي1. آزادي مشروط.2. تعليق اجراي مجازات.3. جزاي (جريمه) نقدي.4. محروميت از حقوق اجتماعي، بصورت مطلق يا محدود، دائمي‌و يا موقت.ب: جايگزين‌هاي جديد1. دوره مراقبتي.2. جريمه روزانه.3. خدمات عمومي.اهدافدر مجازات‌هاي جايگزين اهداف مختلف و متفاوت مورد نظر است، که از جمله به موارد ذيل مي‌شود اشاره کرد:1. رفع و کاهش ايرادات وارده بر کيفر حبس، مثلا کاهش تراکم و ازدياد جمعيت کيفري در زندان و به تبع کاهش آسيب‌هاي ناشي از آن.2. تطبيق و بازپذيري مجدد محکوم به جامعه جهت پيشگيري از پيامدهاي زيان‌بار زندان يعني همان گسستن از جامعه و تبعات آن.3. اجرا و تأمين بهتر عدالت و تجويز زندان فقط براي افراد خاص و در موارد خاص. فوايد1. استفاده از زندان بعنوان آخرين راهکار که در اين صورت استفاده از مجازات‌هاي جايگزين البته با رعايت شرايط و اصول خاص مورد نياز، مي‌تواند امنيت جامعه را تضمين کرده و با کرامت انساني و حقوق بشر تطابق داشته و عدالت کيفري را تأمين کند.2. از تراکم جمعيت کيفري در زندان‌ها و کمبود امکانات و مشکلاتي که از اين جهت ناشي مي‌شود جلوگيري مي‌نمايد. که خود در جهت امکان اصلاح و تربيت افراد مجرم و باز پذيري آنان در جامعه کمک مي‌نمايد.3. کاهش جمعيت زندانيان، هزينه‌هاي دستگاه قضايي، دولت و جامعه را کاهش داده و براي دولت فرصت اين را فراهم مي‌کند که چنين هزينه‌هاي را بجاي ساختن زندان و پرداخت حقوق نگهبانان و مددکاران، در ساخت مدرسه و ساير نهادهاي تعليمي‌و تربيتي، صرف و خرج نمايد، که خود در کاهش نرخ جرم در جامعه، فوق العاده مؤثر است.4. استفاده از مجازات‌هاي جايگزين موجب مي‌شود که نرخ تکرار جرم نيز کاهش پيدا کرده و اصلاح و بازپذيري مجدد مجرم به جامعه بهتر فراهم گردد. مثلا اگر مجرم بجاي زندان، به جرايم نقدي و يا کارهاي عام المنفعه محکوم شود، ارتباط مجرم با جامعه قطع نشده و سبب سلب اعتماد جامعه فراهم نمي‌شود که هيچ، بلکه موجب جلب اعتماد جامعه نيز مي‌شود. تبيين مجازات‌هاي جايگزين زندان1. آزادي مشروط:آزادي مشروط بدين معني است که مجرم مدتي از محکوميت خود را سپري کرده و بصورت مشروط و براساس قانون، با رعايت شرايطي، باقي مانده محکوميت خود را آزاد باشد که در صورت رعايت شرايط آزادي وي قطعي و در فرض عدم مراعات، محکوميت او اجرا مي‌گردد.مبنا1. آزادي مشروط در جهت اصلاح و تربيت و بازگشت مجرم به زندگي عادي خود در جامعه که عمده‌ترين هدف سياست جنايي مي‌باشد، کمک قابل توجهي را مي‌نمايد، مخصوصا که فضاي نامناسب زندان وحضور افراد خطرناک، اين فرصت را از او مي‌گيرد.2. ابزاري است در جهت تشويق و ترغيب مجرم براي اصلاح و بازپذيري هنجارهاي اجتماعي.3. موجب مي‌شود که فشارهاي روحي و رواني زندان از مجرم و خانواده او کاهش يابد که در کاهش خشونت و پرخاشگري در خانواده و جامعه، مؤثر خواهد بود.باتوجه به موارد فوق، جايگزين شدن آزادي مشروط بجاي زندان، در کاهش نرخ جرم مؤثر و کارساز مي‌باشد.2. تعليق اجراي مجازاتتعليق اجراي مجازات بدين معني است که مجرميت محرز گردیده و حکم صادر شده و قطعي مي‌گردد، با اين که بايد بمرحله اجرا گزارده شود، ولي بدلايلي تعليق شده و اجراي آن به تأخير انداخته مي‌شود. که اين خود ارفاق و تشويقي است در جهت اصلاح مجرم، ولي اگر مجرم شرايط تعلیق را رعايت نکند مسلما مجازات در حق او اجرا مي‌شود.اهدافهدف از به تأخير انداختن اجراي مجازات قطعي، جز اصلاح و باز پروري مجرم چيزي ديگري نمي‌تواند باشد، چون که با قطعي شدن مجازات، خطر در چند قدمي‌مجرم قرار گرفته و خود را نشان مي‌دهد، معمولا افرادي هستند که بعد از بروز خطر عاقل شده و عاقلانه تصميم مي‌گيرند، ولي چون دير است و کار از کار گذشته بحال‌شان سودي ندارد، اما تعليق مجازات اين فرصت را به مجرم داده و او را کمک مي‌کند و از طرفي عاقلانه نيست افرادي که قبل از زندان زمينه اصلاح و بازپذيري اجتماعي دارند آنان را به زندان بفرستيم، چه بسا که زندان آن فرصت را از آنان براي هميشه مي‌گيرند.فوايدجلوگيري از آثار سوء معاشرت با زندانيان سابقه دار، حرفه‌اي و خطرناک، پيشگيري از تراکم جمعيت کيفري در زندان‌ها، بهره‌مندي فرد، خانواده و اجتماع از فعاليت‌هاي اقتصادي، و در نتيجه کاهش يافتن فساد و ارتکاب جرم از سوي اعضاي خانواده زنداني وآسيب نديدن اعتماد اجتماعي و مواجه نشدن فرد وخانواده مجرم به مشکلات روحي و رواني.3. جزاي نقديجزاي نقدي از جمله مجازات‌هايي است که چه به صورت مستقل و يا تبديلي در بسياري از کشورها، مورد استفاده قرار گرفته و به اين معني مي‌باشد که مجرم به پرداخت وجه نقدي به خزانه دولت محکوم مي‌گردد.اهداف و فوايداهداف و فوايد جزاي نقدي نيز همانند موارد قبل عبارتنداز:1. پيشگيري از تراکم جمعيت کيفري در زندان‌ها.2. جلوگيري از اثرات سوء ملاقات مجرم با افراد خطرناک و بزهکاران حرفه‌ي در مدت زندان.3. بهره مندي، خانواده‌ها و جامعه از فعاليت‌هاي اقتصادي فرد مجرم.4. کاهش فشارهاي رواني مجرم و خانواده، که در اثر اجراي محکوميت زندان، ايجاد مي‌گردد.5. بعلاوه اينکه از هزينه‌هاي زيادي دولت و نهادهاي قضاي جلوگيري مي‌شود، موجب افزايش درآمد آنان نيز مي‌گردد.4. محروميت از حقوق اجتماعي و خدمات عموميمحروميت از حقوق اجتماعي به مفهوم بي‌بهرگي يا بازداشتن از کار و يا حقي است. ولي در اصطلاح نوعي منع قانوني است که شخص به موجب آن صلاحيت و شايستگي اعمال حقوق خود را از دست مي‌دهد.اين محروميت ممکن است به صورت مطلق و يا محدود باشد، و از نظر مدت نير ممکن است مادام‌العمر و يا موقت و داراي مدت معين باشد.مصاديق محروميت از حقوق اجتماعي1. محروميت و منع از شرکت در انتخاب شدن و يا انتخاب نمودن مناصب سسیاسی اجتماعي چون؛ رياست جمهوري، نمايندگي مجلس، ارگان هاي دولتي، شوراي ولايتي، محلي، و ...مصاديق محروميت‌هاي خدمات عمومي1. محروميت از خدمت در مراکز آموزشي.2. محروميت از خدمت در مراکز بهداشتي درماني.3. محروميت از انجام وظيفه در مراکز ارتباطي راه‌ها و...4. محروميت از خدمت در مراکز فرهنگي چون مساجد، کتابخانه‌ها و ...5. محروميت از خدمت در مراکز توليد انرژي.6. محروميت از خدمت در مراکز رفاهي، نظير تأمين آب آشاميدني، حمام بهداشتي و ...7. محروميت از خدمت در مراکز تفريحي گردشگري.8. محروميت از خدمت در ارگانهاي اداري و عمومي.5. دوره مراقبتيدوره مراقبتي عبارت است از روشي برخورد با مجرمين خاص، که مجازات آنان بصورت مشروط معلق گرديده و در طول مدت مراقبت، فرد تحت نظارت قرار داشته و بصورت فردي ارشاد و يا درمان مي‌شود. که بدون ترديد مجرم بايد از دستورات و راهنمايي‌هاي مأمورين مراقبت، تبعيت و پيروي نمايد و گرنه درصورت تخلف و يا ارتکاب جرم جديد، دوره مراقبت لغو شده و مجازات اصلي اجرا مي‌گردد. اهدافعمده‌ترين هدفي که از دوره مراقبتي مورد انتظار است همانا اصلاح، تربيت، بازپروري و درمان مجرم است.مدتمدت دوره مراقبت بستگي دارد به وضعيت مجرم و وضعيت بهبودي و درمان وي.6. جريمه روزانهمفهوم جريمه روزانه اين است که با در نظرداشت وضعيت مالي و درآمد روزانه مجرم اندازه جريمه تعيين مي‌شود. نسبت به جريمه نقدي بجاي زندان، انتقادهاي چون اين که جريمه نقدي نسبت به مجرميني که از امکانات مالي خوبي برخوردارند، هيچ گونه اثر اصلاحي نداشته و برعکس نسبت به افراد کم درآمد سخت و درد آور است.و با عدالت کيفري همخواني نداشته و اهداف مورد نظر را تأمين نمي‌کند، وجود داشت. ولي جريمه روزانه اين مشکل را ندارد. اهدافهدف از جايگزيني جريمه روزانه همانا رفع نواقص و کاستي‌هايي مي‌باشد که در مجازات حبس مورد انتقاد بود.فوايداين جايگزين علاوه بر کليه فوايدی که در مجازات‌هاي جايگزين قبلي گفته شد، افزايش درآمد دولت و نهاد قضايي، را نيز در بر دارد. ۷. خدمات عمومي‌خدمات عمومي و يا عام المنفعه، عبارت است از محکوم نمودن مجرم، به انجام کارهايي که به نفع جامعه باشد، به نحو رايگان.اهدافهدف از محکوميت مجرم به کارهاي عمومي نيز موارد چون، پيشگيري از تراکم جمعيت کيفري در زندان‌ها، پرهيز از اثرات سوء ملاقات و تأثير پذيري از افراد و مجرمين خطرناک، کاهش هزينه‌هاي زندان، جلوگيري از تکرار جرم، اصلاح و تربيت مجرم، جبران خسارت‌هاي وارده به جامعه از طريق خدمات عمومي رايگان و...مصاديق خدمات عمومي 1. خدمت در مراکز آموزشي.2. خدمت در مراکز بهداشتي درماني.3. انجام وظيفه در مراکز ارتباطي راه‌ها و...4. خدمت در مراکز فرهنگي چون مساجد، کتابخانه‌ها و ...5. خدمت در مراکز توليد انرژي.6. خدمت در مراکز رفاهي، نظير تأمين آب آشاميدني، حمام بهداشتي و...7. خدمت در مراکز تفريحي گردشگري.8. خدمت در ارگان‌هاي اداري و عمومي.در مجموع وقتي که مباني و اهداف مجازات‌هاي جايگزين زندان(حبس) را بررسي مي‌نماييم به نتايج ذيل مي‌رسيم:الف: مباني1. اصلاح و تربيت و بازگشت مجرم به زندگي عادي در جامعه که عمده‌ترين هدف سياست جنايي مي‌باشد، مخصوصا که فضاي نامناسب زندان وحضور افراد خطرناک، که گاهي اين فرصت را از او براي هميشه مي‌گيرد،بهتر فراهم می شود.2. ابزاري است در جهت تشويق و ترغيب مجرم براي اصلاح و بازپذيري هنجارهاي اجتماعي.3. موجب مي‌شود که فشارهاي روحي و رواني زندان از مجرم و خانواده او کاهش يابد، که خود در کاهش خشونت و پرخاشگري، که يکي از علل رايج جرم مي‌باشد، بصورت چشم گير مؤثر مي‌باشد.4. موجب کاهش تراکم جمعيت کيفري در زندان‌ها مي‌شود.5. سبب کاهش هزينه‌هاي دولت در ساختن زندان و حقوق زندان بانان مي‌گردد.6. باعث افزايش درآمد دولت و ارگان‌هاي قضايي مي‌شود، که دولت مي‌تواند هزينه‌هايي که بايد صرف ساختن زندانهاي بيشتري نمايد و درآمدهايي که از طريق جريمه‌هاي نقدي و روزانه دريافت مي‌نمايد صرف ساختن مدارس و ساير مراکز آموزشي و تربيتي نمايد که در جهت کاهش نرخ جرم در جامعه مؤثر است. اهداف 1. پيشگيري از تراکم جمعيت کيفري در زندان‌ها.2. جلوگيري از اثرات سوء ملاقات مجرم با افراد خطرناک و بزهکاران حرفه‌اي در درون زندان.3. بهره مندي، خانواده‌ها و جامعه از فعاليت‌هاي اقتصادي فرد مجرم.4. کاهش فشارهاي رواني از مجرم و خانواده او که در اثر اجراي محکوميت زندان، ايجاد مي‌گردد.5. کاهش هزينه‌هاي زيادي دولت و نهادهاي قضايي که صرف ساخت و نگهداري زندان‌هاي بيشتر و حقوق زندان‌بانان مي‌شود.6. افزايش درآمد دولت و نهادهاي قضايي.با در نظرداشت معايب و آسيب‌هاي مجزات حبس، و امتيازات مجازات‌هاي جايگزين، در مجموع به اين نتيجه مي‌رسيم که استفاده کردن از مجازات‌هاي جايگزين، بجاي حبس(زندان) به صلاح مجرم و جامعه بوده و باعث کاهش هزينه‌هاي دولت مي‌شود. براي مجرم فرصتي مي‌شود که يک بار ديگر در جهت اصلاح و خودسازي فرصت خود را آزمون نمايد و براي دولت فرصتي است که هزينه‌هاي که بايد صرف ساخت زندان‌هاي بيشتر و حقوق زندان‌بانان و ... مي‌نمود و درآمدهاي ناشي از جريمه‌هاي نقدي و روزانه را، صرف و خرج ساخت مدارس و نهادهاي تعليمي‌و تربيتي، رفاهي و تفريحي نمايد.چونکه تدابرفوق، در کاهش نرخ جرم در جامعه به صورت جدي مؤثر است.در اکثر کشورهای جهان زندان یکی از مهمترین ابزارهای دفاع اجتماعی در مقابل پدیده جرم و شخص مجرم به حساب می آید.حال آن که آیا این ابزار برای اصلاح مجرم کافی است؟آیا برای پیشگیری بیشتر از جرم باید سقف مجازات را افزایش داد و یا به عبارت دیگر آیا مجازات زندان همیشه می تواند مفید واقع شود؟ و در نهایت این که زندان چه تاثیرات منفی می تواند روی زندانیان داشته باشد؟افراد جامعه و اعضای خانواده فرد زندانی ، انتظار دارند بعد از آزادی از زندان با یک انسان درستکار و اصلاح شده رو به رو شوند. وحال آن که آیا فرد خاطی با زندگی در زندان گاه به مدت طولانی و گاه کوتاه، اثر اصلاحی زندان را دریافت می کند یا با یک سری مشکلات جدید تری به جامعه باز گردد؟با زندانی شدن یک فرد نه تنها آثار سوء حادث می شود بلکه افراد و گروه های مختلفی از این امر متاثر می شوند. اولین فردی که زندان بر او اثر منفی داشته، خود زندانی است و در مراحل بعدی خانواده و جامعه از این امر متاثر می گردند.امروزه اثر زندان به سلب آزادی خلاصه نمی شود، بلکه به علت تراکم جمعیت زندان ها، بلاتکلیف ماندن آنها در بازداشتگاه ها و زندان ها به مدت زیاد،می تواند منشاء بسیاری از انحرافات در میان زندانیان باشد. شاید زندان آخرین راه برای دستگاه های اجرایی باشد ولی برای فرد زندانی می تواند ابتدای راه باشد برای یک شروع تازه ،افراد با ورود به زندان این زمینه را پیدا می کنند تا دوستانی را بیابند که همانند آنها هستند و به این طریق آنها همدردان خود را پیدا کرده و رابطه های عمیق دوستانه می تواند از داخل زندان آغاز شود.در این مقاله به نوعی سعی شده است عوامل اجتماعی که با عث اینگونه رابطه های عمیق می شود و گاهی فردی کم سابقه بعد از خروج از زندان به یک فرد حرفه ای و نیمه حرفه ای تبدیل می شود را بررسی کند.بنابراین درک تاثیر زندانی بر زندانی و کارکرد آن به عنوان یک مجازات در دستیابی نهاد مورد نظر به اهداف خود بسیار مهم به نظر می رسد.مفهوم جرم و مجازات همواره مترادف یکدیگر هستند، به گونه ای که تعریف جرم بدون مجازات مربوط به آن و به عکس، عملی نمی باشد.شیوه مجازات به مرور زمان و درطول تاریخ تغییرات چشمگیری پیدا کرده است. در گذشته مجازات ها صورت های خشن تری در مقایسه با حال داشتند. امروزه مجازات حبس و سلب آزادی، جایگزین شیوه های پیشین شده و به همین دلیل در دوران معاصر بر اهمیت زندان ها و نقش آنها در مجازات و پیشگیری از جرم افزوده شده است.  اثر زندان به لحاظ ماهیتش نه تنها بازدارنده نیست بلکه امروزه به دلیل تنوع جمعیت زندان، اثرات برنامه های اصلاحی کم رنگ شده و خطر تکرار جرم افزایش یافته است.وجود مجازاتی در قالب حبس و زندانی کردن مجرم از دو طریق باعث پیشگیری از وقوع جرم می شود. نخست مجرم را از جامعه دور نگه می دارد واحتمال ارتکاب مجدد جرم را کاهش می دهد.                                                    دوم، زندان سبب می شود که پیش یا هنگام ارتکاب به جرم نسبت به آن حساب گری نمایند و از ترس عواقب از انجام آن عمل منصرف شوند.تنوع زندانیان بر اساس ترکیب اجتماعی، سیاسی و اقتصادی به همراه مسائل نژادی و جنسی ، مشکلات متعددی را ایجاد می کند. کسانی که مرتکب جرم می شوند در اکثر موارد فرصت های بسیاری را از حیث کار، تحصیل و موقعیت های اجتماعی از دست می دهند و تاثیر بسیار نامطلوبی در زندگی آینده آنان خواهد گذاشت و همچنین هزینه و وقتی که جامعه صرف آن می کنداهمیت زیادی داشته و باری بر دوش جامعه محسوب محسوب می گردد.تحقیقات، آمار و اطلاعات نشان می دهد که بین مقدار نتایج منفی مجازات و میزان جرم رابطه خطی برقرار نیست و اکثریت افرادی که یک بار زندانی می شوند مجددا دچار بزهکاری می شوند و به زندان باز می گردند و در موارد خاصی افزایش مجازات از تکرار جرم کاسته است یا ثابت نگه داشته می شود و چنانچه مجازات افزایش بیشتری یابد، چه بسا جرم هم افزایش پیدا کند.نظريات انديشمندان:«ویزه» معتقد است که هر چه مجازات ها بیشتر و نیز احتمال کشف و کنترل رفتار انحرافی بالاتر باشد،احتمال کار انحرافی کاهش می یابد. او معتقد است که مجازات های مالی و اقتصادی موثرتر از زندان هستند، زیرا مجازات زندان نه تنها چندان مناسب نیست، بلکه در موارد زیادی نیز تاثیر معکوس دارد.«ساترلند» می گوید: یکی از ضعف های بزرگ روش های قضایی عصر حاضر، تکیه مداوم بر تهدید به مجازات کردن برای جلب نظر مردم به منظور احترام به قانون است، در حالی که هیچگاه با تهدید و ارعاب احترام به قانون میسر نشده و کسی با میل و اراده به آنچه به زور بر او تحمیل شده سر تعظیم فرود نیاورده است.«دورکیم» 1919-1857 جامعه شناس فرانسوی نیز معتقد است مجازات نقش مفیدی ندارد و تنها در موارد معدودی ممکن است به طور مستقیم در تنبیه مقصر یا ارعاب دیگران موثر واقع شود. در یک دیدگاه کلی می توان اذعان نمود که زندان تاثیرات عینی شامل زمینه خانوادگی ، اشتغال ، بیکاری، آموزش و یادگیری فنون ارتکاب جرم و... می باشند.تاثیرات ذهنی منفی نیز شامل تصور زندانی از مدیریت زندان، توجیه گرایی برای جرم انجام شده، دیدگاه او نسبت به دستگاه قضایی، دیدگاه او نسبت به قانون و... می شودتوضیح این که از هم گسیختگی های خانوادگی به صورت: طلاق ، بی سرپرستی ، دوری از خانواده ، فقدان همانند سازی لازم با خانواده ، عدم پذیرش و طرد شدن از خانواده و ... در خانواده های زندانیان جلوه گر می گردد. علاوه بر موارد یاد شده ورود به زندان منجر به تغییر در منابع و هزینه ها می شود.زندانیان با از دست دادن شغل خود، باعث پایین آمدن سطح زندگی خویش می شوند و احتمال به دست آوردن شغل مناسب بعد از آزادی از زندان کاهش می یابد. در نتیجه سبب از دست دادن ابزار مشروع کسب می شود.آموزش و یادگیری فنون ارتکاب جرم و نیز یادگیری گرایش به جرم و افزایش کیفیت و کمیت جرم از سوی مجرم از جمله دیگر اثرات منفی زندان است . در این رابطه ((آرنولد)) و ((هاگان)) به ضرب المثلی اشاره می کنند که می گوید:((زندان آموزشگاه تبهکاری است)) تقریبا مشابه به همین نتیجه را ((کاپلان)) و ((جانسون)) به دست آورده اند. آنها نشان داده اند که مجازات های قبلی روی انحراف بعدی تاثیر دارد. مجازات زندان همواره تاثیر مثبتی ندارد و می تواند در گسترش انحرافات نیز موثر واقع شود.گروه:گروه، بنیادی ترین واحد اجتماعی در زندان است که زندانی از ابتدای ورود خود به عضویت آن در می آید و می تواند گروه پایدار یا ناپایدار یا سازمان یافته یا غیر سازمان یافته و... باشد.زمانی که شخص برای اولین بار دست به یک رفتار انحرافی می زند و به زندان راه پیدا می کند، در واقع وارد یک شبکه از روابط اجتماعی نا بهنجار می شود که در میان آنها رفتار انحرافی تشدید و تشویق می شود. زیرا زندانیان به تدریج با یگدیگر روابط اجتماعی برقرار می کنند که مانند هر رابطه ی اجتماعی دیگری در درون خود دارای یک مجموعه  از قواعد و هنجارهای خاص خواهد بود، در نتیجه او هنجارها و مقیاس های ارزشی آنان را می پذیرد و خود را با آن ها مقایسه می کند و زمانی که شخص جدیدی وارد شبکه شبکه اجتماعی زندان می شود مایل است از جانب گروه پذیرفته و تشویق شود، و مورد حمایت آنان قرار گیرد و درباره خصوصیات زندگی خود، کارهایی که کرده اند،علت دستگیری و برنامه آینده با همدیگر صحبت می کنند و طی آن در افراد یک نوع احساس برتری نسبت به دیگران به وجود می آید. بدین که شخصی که دست به کارهای خطرناک و جسورانه زده است از شجاعت بیشتری برخوردار است و خود را نسبت به دیگران برتر می پندارد. از این طریق در میان افراد نسبت به توانایی ها و سابقه انحرافات ، یک نوع سلسله مراتب و نوعی هنجار و مقیاس ارزشی به وجود می آید.با نزدیک شدن روابط افراد در گروه با یگدیگر آن ها رابطه ای صمیمانه با یکدیگر برقرار و آلام و دردهای روحی خود را در گروه بیان می کنند و باعمیق شدن این رابطه ها و همنشینی های هر روزه صمیمیت در میانشان بیشتر می شود و گاهی در مورد ارتکاب جرم خود یا نحوه ی دستگیری خود را تعریف می کنند و امکان دارد توسط پیشکسوتان گروه راهنمایی شوند تا بار دیگر جرم خود را حرفه ای تر انجام دهند تا امکان دستگیریشان پایین بیاید.اگرچه در زندان ها برنامه های فرهنگی،ورزشی، تفریحی و خدمات اشتغال زایی وجود دارد تا به نوعی اوقات آن ها پر شود ولی بار دیگر چه شرایطی ایجاد می شود که به جای یادگیری موارد مثبت، فرد مجرم با میزان بالایی از جرائم فراگرفته شده در زندان این محیط را ترک می کند و بجا است که ((مارک آنسل)) می گوید: زندان ضمن آنکه باید ابزار اصلی واکنش در برابر بزهکاری باشد از همان آغاز به صورت یک مدرسه تکرار جرم بوده یا به آن تبدیل شده است.در زندان چه شرایطی فراهم است که بستر یادگیری فنون ارتکاب جرم مهیا مي شود یادگیری جرم در زندان از طریق همنشینی و مجالست با افراد حرفه ای بیشتر می شود. طبقه بندی و جداسازی زندانیان متخلف از زندانیان عادی یکی از راه های پیشگیری محسوب می شود و یادگیری جرم را به حداقل می رساند و زندانیان شروری که پس از اقدامات اصلاحی و تربیتی حاضر به تن دادن به مقررات زندان نمی باشند می بایستی با رعایت قوانین و تصویب شورای انضباطی زندان وقدرت قهریه از سایر زندانیان جدا شوند.این مسئله با نحوه طبقه بندی مجرمان براساس مدت حبس ارتباط  تنگاتنگی دارد عده ای از زندانیان به علت آشنایی با جرائم دیگربه سوی آنها گرایش پیدا می کنند ودراین زمینه جرائم مالی وسرقت بیشترین جاذبه رابرای مجرمان دارد. در مجموع زندان بدترین تاثیر آموزش خود را بر مجرمان بی تجربه و مبتدی بر جای می گذارد. اولین اثر زندان در هزینه ارتکاب جرم ، کاهش تاثیر حبس به عنوان مجازات در امر بازدارندگی فرد از ارتکاب جرم می باشد. تغییر در ارزشهای اجتماعی و به کارگیری شیوه های توجیه از دیگر تاثیراتی است که هزینه مجازات را افزایش می دهد.                          یکی دیگر از تاثیرات زندان تغییرنگرش زندانی نسبت به آیین و دستگاه قضایی است.به زیر سوال رفتن مشروعیت دستگاه قضایی یکی از زمینه هایی است که بر احتمال قانون شکنی و ارتکاب جرم مجرم می افزاید. طرد اجتماعی یکی از اصلی ترین هزینه های مجازات زندان است. از این رو در صورت واقع شدن آن ، هزینه اخلاقی برای ارتکاب مجدد جرم به شدت کاهش می یابد، زیرا فرد در اولین زندان خود تاحدود زیادی این هزینه طرد را تحمل کرده و قبح مسئله برای او از بین رفته است.با توجه به مطالب ارائه شده می توان گفت که متاسفانه زندان بیش از آن که مشکلات اخلاقی، اجتماعی ،روانی و اقتصادی را حل کند همچنان براین مشکلات می افزاید. اعاده حیثیت در عمل، به سر خوردگی یاس و طقیان در جامعه ختم می شود. آنچه که مسلم است امروزه ضرورت مجازات مجرم همچنان باقی است اما اگر تنبیه ضروری است نباید برای اعمال آن حقوق مسلم انسانی زیرپا گذاشته شود. مهمتراین که مجازات باید متناسب با جرم و میزان تقصیر مجرم در وقوع آن باشد و در جست وجوی راه حلی منطقی، جرم و پیامد های آن را با در نظر گرفتن قربانی شدن مجرم در اثر اعمال مجازات بررسی کنیم.در عصر حاضر نظام های قضایی و کیفری باید کامل تر و امروزی شود تا محکومیت ها و اعمال آن ها به گونه ای باشد که اعتماد زندانی به او بازگردد وبرای ایفای نقشی سازنده و مفید در جامعه آماده شود زندان باید آخرین چاره باشد آن هم برای کسانی که تهدید آشکاری برای اجتماع هستند.اکنون در بسیاری از نظام های جزایی جایگزین های گوناگونی برای محکومیت به حبس در نظر گرفته شده است. از جمله بازداشت در منزل، آزادی محدود، آزادی با مجوز و دیگر شکل های بازداشت نا پیوسته ، مجازات تعلیقی که دامنه آن از حبس تعلیقی تا آزادی مشروط را در برمی گیرد.جایگزین هایی برای محکومیت ها که هم به سود خلافکار است و هم به سود جامعه ، اجرای طرح خدمت به جامعه به جای رفتن به زندان ، استفاده از مچ بندهای الکترونیکی به عنوان زنجیر های نامرئی نشان می دهد که انسان در قرن حاضر در کیفر شناسی علمی خود به دنبال راه هایی می گردد که در آن اثری از زندان نباشد و به جای زندانی کردن مجرم، از شیوه های جایگزین دیگری استفاده نمایند.تعداد زیادی از زندانیان کسانی هستند که محکوم نشده اند، اما آن ها را برای بازجویی یا تکمیل پرونده جهت تشکیل دادگاه و صدور حکم در بازداشت نگاه داشته اند. اینگونه زندانیان (متهم) از لحاظ نظری تا زمانی که جرمشان ثابت نشده بی گناه به شمار می آیند، اما تجربه آن ها از زندگی در زندان واقعا تفاوتی با بزهکاران محکوم ندارد.برای اینگونه افراد باید روش های دیگری غیر از بازداشت پیدا کرد که حضورشان را در دادگاه تضمین کند.بعضی از این روش ها مانند قوانین سرپرستی اجباری ، تسلیم مدارک ویژه وثیقه هم اکنون وجود دارد.قضات بایستی اینگونه روش ها را همچون جانشین هایی برای زندان در نظر بگیرند. گردآورنده: فارس اسدی
کلمات کلیدی
گردآورنده: فارس اسدی
متن کامل مقاله
تعداد بازدید از این صفحه: 268